ثبت شبکه اجتماعی

ثبت شغل

ثبت پروژه

ثبت مشاور املاک

سپردن ملک

سبک زندگی

سبک زندگی مقاله‌ای بینهایت زیبا و پربار است که حاصل تلاش خانم فاطمه داداشی و خانم مریم فروتنی است

 

 

 

 

فهرست مطالب:

مقدمه. 3

1- سبک زندگی.. 3

1-1 چیستی وماهیت سبک زندگی.. 4

1-2 سبک زندگی وهویت... 4

1-3 شاخص‌های تاثیرگذار بر سبک زندگی.. 5

1-4 سبک زندگی ایرانی - اسلامی.. 6

2-اقتصاد مقاومتی و نقش آن در سبک زندگی ایرانی–اسلامی.. 7

2-1 تأثیر شبکه‌های ماهواره‌ای.. 8

2-2 الزامات تحقق راهبرد اقتصاد مقاومتی.. 8

2-3 رسالت صدا و سیما در سبک زندگی مبتنی براقتصاد مقاومتی.. 9

2-4 لزوم بالا بردن سطح  سواد رسانه‌ای.. 9

3- سبک زندگی مدرن.. 10

4- باطن فرهنگ غربی.. 11

4-1 تبلیغ «مدیریت بدن»با انحراف ازمعیار‌های ارزشی.. 11

4-2 جایگزینی مدیریت بدن به جای تربیت... 12

4-3 اثرات سوء مدیریت بدن.. 13

4-4 مصرف‌گرایی.. 13

4-5 تولید شأن ومنزلت بدلی.. 13

5- سبک زندگی غربی در تقابل با مولفه‌های هویت ایرانی- اسلامی.. 14

5-1 تاثیر سبک زندگی غربی برجامعه ایران.. 17

5-2 تاثیرات ماهواره برسبک زندگی ایرانی- اسلامی.. 19

5-3 حوزه‌های متأثر از سبک زندگی غربی.. 20

6- نتیجه‌گیری.. 20

منابع: 24

 

 

مقدمه

پدیده سبک زندگی از مشخصات جهان نوین و مدرنیته است وکسانیکه در جوامع مدرن زندگی می‌کنند برای توصیف کنش‌های خود و دیگران از مفهوم سبک زندگی استفاده می‌کنند. افراد تحت تاثیر رسانه‌ها به سلیقه‌ها و ارزش‌های خود شکل می‌دهند و این سلیقه‌ها و ارزشهاست که منجر به بروز رفتار و در نهایت شکل‌گیری سبک زندگی آنها می‌شود.

هر مکتب و مذهبی، سبک زندگی برای بشریت ارایه می‌دهد و مدعی است، جامعه مطلوب و زندگی سالم در نتیجه پیروی از روش زندگی است که آنان ارایه می‌نمایند. حقیقت این است وقتی سخن از سبک زندگی اسلامی و حیات طیبه به میان می‌آید، دو امر به ذهن تداعی می‌کند. به دیگر سخن گزاره حاکی از سبک زندگی اسلامی و حیات طیبه، متضمن دو گزاره دیگر هم هست: الف) وضع موجود جوامع بشری دچار آسیب‌ها و آفت زده سبک زندگی غیر اسلامی است. ب) چیستی و چگونگی سبک زندگی اسلامی و حیات طیبه و دیگری امکان حصول به این سبک زندگی است.

امروزه با هجوم روزافزون شبکه‌های ماهواره‌ای و شبکه‌های مجازی‌، فیلم‌های سینمایی، که معلول و زاییده‌ی تکنولوژی پیشرفته و ارتباطات می‌باشند، بنیان‌های اعتقادی و اخلاقی فرهنگ‌های غنی نشانه رفته است.

سبک زندگی، زاویه نگاه ما را تغییر داده است در این نوع سبک زندگی‌، نیازهای ما پابرجاست منتهی به ولع تبدیل شده است. ‌مشکل در سبک زندگی است. روش زندگی در خانه و جامعه و نظام آموزش ما در گذشته و حال یعنی پیش و پس از پیشرفت‌های صنعتی دگرگون شده است و مابه ازای گزاره‌های نیاز‌، برآورد، آسایش و آرامش، کم و زیاد شده است.

 الگوی زندگی و سبک زندگی غربی بر اساس مصرف‌گرایی و اخلاق‌ستیزی و ناهنجاری‌ها بنا گردیده است، اما سبک زندگی دینی بر مبنای استعلا و با هدف رسیدن به مقام قرب حضرت حق بنا شده است.

1- سبک زندگی

«سبک زندگی»[1]‌پدیده جوان و نوظهوری است که کمتر از نیم قرن از عمر آن نمی‌گذرد. دوم، ورود هر یک از روش‌ها و تکنولوژی‌های فوق تغییرات بنیادینی در زندگی، احساس، تفکر، شیوه زیست و فرهنگ انسان امروزی به وجود آورده و می‌آورد. آن چیزهائى که متن زندگى ما را تشکیل می‌دهند؛ همان سبک زندگى است و به عبارتی می‌توان گفت: شامل؛ مجموعه رفتارها و الگوهای کنش‌ هر فرد که معطوف به ابعاد هنجاری ومعنایی زندگی اجتماعی می‌باشد، اطلاق می‌شود و نشان‌دهنده کم و کیف نظام باورها و کنش‌های فرد استو برماهیت و محتوای خاص تعاملات و کنش‌های اشخاص در هر جامعه دلالت دارد و مبین اغراض، نیات، معانی و تفاسیر فرد در جریان عمل روزمره و زندگی روزانه است.

«مفهوم سبک زندگی از زمره مفاهیمی است که درحوزه جامعه‌شناسی و مطالعات فرهنگی برای بیان پاره‌ای واقعیت‌های فرهنگی آن را مطرح و به کار می‌برند و دامنه به‌کارگیری آن در رسانه هم رواج زیادی یافته است.

1-1 چیستی و ماهیت سبک زندگی

واژه «سبک زندگی» مقسمی است برای اقسام و انواع سبک‌های مختلفی از زندگی با رویکرد‌های متفاوت، مانند سبک زندگی اسلامی، غربی، شرقی و یا سبک زندگی در روانشناسی، جامعه­شناسی و... . در مجموع آنچه از مفهوم سبک زندگی معمولاً در نوشتار، گفتار، رسانه­‌ها و به ویژه در فضای مجازی و اینترنت به تصویر کشیده می­شود، بیشتر ناظر به همان جلوه‌های بیرونی و خارجی حیات و تمدن غربی ازقبیل مد، دکوراسیون، الگوی مصرف­ و مفاهیمی از این قبیل می­باشد.

«سازمان بهداشت جهانی» سبک زندگی را این‌گونه تعریف می­کند: «اصطلاح سبک زندگی به روش زندگی مردم و بازتابی کامل از ارزش­های اجتماعی، طرز برخورد و فعالیت‌ها اشاره دارد. همچنین ترکیبی از الگوهای رفتاری و عادات فردی در سراسر زندگی (فعالیت بدنی، تغذیه، اعتیاد به الکل و دخانیات و...) است که در پی فرایند جامعه­پذیری به وجود آمده است.»

1-2 سبک زندگی و هویت

سبک زندگی و هویت دو مقوله ملازم همدیگر و پیوسته‌اند، اکنون صور نوین هویت اجتماعی مبتنی بر سبک زندگی است و این روش الگومند مصرف که با درک و ارزش‌گذاری کالاها همراه است ما را به ایجاد یک هویت جدید با تکیه بر مصرف می‌رساند. زندگی هویتی امروز بخش قابل توجهی از تأثیر خود را از افزایش نقش نمادها، نشان‌ها و گروه‌های کالایی که به تولید نشانه برای شخص می‌پردازند، گرفته است. اعمال نفوذ سبک زندگی در انسان امروزی از او موجودی چند هویتی یا بی‌هویت ساخته است که بی‌توجهی به آن می‌تواند هویت ملی و امنیت ملی را حتی با مشکل مواجه کند.

هویت را به معنای یکی شدن خود یا «یکی شدن خود با دیگران» و چیستی فرد تعریف می‌کنند و هویت هر پدیده‌ای همان ماهیت وجود اوست. همچنین گفته می‌شود نشانه تمایز یک فرد با دیگران نیز از همان هویت سرچشمه می‌گیرد.

هویت جمعی ما نیز نشأت گرفته از هویت‌های فردی است که مانند قطرات باران هویت دریا را شکل می‌دهد، هویت جمعی را هویت ملی نیز می‌گویند که دارای ابعادی شامل؛ سرزمین، فرهنگ و زبان است. البته برخی نیز ابعاد هویت ملی را در هفت محور اجتماعی، تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی و زبانی دسته‌بندی کرده‌اند.

اما جامع‌ترین هویت جمعی نزد مردم، هویت ملی نامیده می شود که نوعی احساس پای‌بندی، دلبستگی و تعهد به اجتماع ملی است و جزئی از هویت فرد است.

هویت نیز این قدرت را دارد که سبک زندگی را متحول کرده و آن را بر اساس خواسته خود تغییر دهد.در ادبیات جامعه شناسی از مفهوم سبک زندگی دو گونه مفهوم‌سازی متفاوت ارائه شده است که البته در این دو نوع مفهوم‌سازی هیچ‌گونه تناسخی با رابطه آن و هویت مشاهده نمی‌شود؛ در معنای اول؛ سبک زندگی معرف ثروت و موقعیت اجتماعی افراد است و اغلب به عنوان شاخصی برای تعیین طبقه اجتماعی به کار می‌رود. دوم سبک زندگی نه راهی برای تعیین طبقه اجتماعی، بلکه مفهومی است که فقط در متن تغییرات فرهنگی عصر مدرنیته و رشد فرهنگ مصرف‌گرایی معنا پیدا می‌کند. در این معنا تعریف سبک زندگی راهی برای تعریف ارزش‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای افراد است که با هویت آنان ارتباط می‌یابد. در هر جامعه‌ای برای برنامه‌ریزی و مدیریت ساختاری و زیربنایی ضروری است تا تصویری از وضعیت شیوه زندگی و رفتار مردم آن جامعه در دست باشد.

فرهنگ[2]، حقیقت و هویت معنوی ملت‌هاست که ساختار کیفی زندگی یک ملت را مشخص می‌کند؛ به گونه‌ای که زندگی کمّی و مادری او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در تعریف فرهنگ اسلامی گفته‌اند فرهنگ اسلامی مجموعه‌ای از اعتقادات و اصول اسلامی، آداب و رسوم، اخلاق و ارزش‌ها و قوانین است که از وحی سرچشمه گرفته شده است. در هر فرهنگ و جامعه‌ای، اصول خاصی به عنوان هنجار و فرهنگ آن ملت مطرح شده است که ممکن است در فرهنگ و جامعه‌ای دیگر ضدفرهنگ تلقی شود؛ اما در این بین برخی از اصول فرهنگی جهان‌شمول هستند.

1-3 شاخص‌های تاثیرگذار بر سبک زندگی

در مجموع می‌توان برخی از مهم‌ترین شاخص‌های سبک زندگی را در موارد زیر برشمرد:

  • روابط و رفتارهای اجتماعی: تعامل همسران؛ تعامل والدین با فرزندان؛تعامل افراد با یکدیگر در جامعه؛ میزان ازدواج و طلاق؛روابط نامحرم در جامعه
  • الگوهای معماری شهرسازی:فضای خانه؛فضای محله؛فضای شهری؛فضای روستایی؛مدگرایی و پوشش: میزان گرایش به مد، اهمیت مد در زندگی،معیار اصلی در انتخاب پوشش؛اهمیت و نوع آرایش مورد نظر (خانم‌ها و آقایان از حیث آرایش صورت و...)
  • مصارف فرهنگی: میزان استفاده و مراجعه به سینما، اماکن تئاتر؛میزان استفاده از ماهواره، اینترنت؛ محتوای موسیقی‌هایی که مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ محتوای فیلم‌های سینمایی
  • تغذیه: میزان مراجعه به رستوران (رستوران‌های مدرن با غذاهای فرنگی، واحدهای صرف غذا و نوشیدنی در سینماها، اماکن تفریحی و ورزشی و...)نوع رستوران‌های مورد استفاده،نوع غذاهای مورد استفاده در منزل
  • کالاهای مصرفی: میزان استفاده از کالاهای لوکس؛اولویت‌های مورد نظر در انتخاب کالاهای مصرفی
  • رسانه‌ها: نوع و شیوه تبلیغات گسترده کالاها وخدمات در رسانه‌ها، نوع کالاهای مورد تبلیغ واقع شده دررسانه‌های برگزیده و مورد اعتماد،شیوه انتشار اخبار و اطلاعات از طریق رسانه‌ها
  • ارزش‌ها: میزان توجه به ارزش‌های اسلامی؛الگوی(شخصیت) مورد نظر و مورد تایید(دینی- علمی-فرهنگی- سیاسی- ورزشی-هنری) ؛ میزان توجه به فرائض دینی؛ میزان اعتقاد به حرام و حلال‌؛میزان توجه به ارزش‌های دینی به عنوان مبنای اخلاق و سلوک اجتماعی؛میزان اهمیت عبادت خالق و خدمت به خلق؛ میزان توجه به روحیه گذشت و صداقت
  • اوقات فراغت:اماکن و وسائل تفریحی مورد استفاده
  • نام‌گذاری: نام‌های مورد علاقه(ایرانی، خارجی و اسلامی)،بیشترین نام‌های مورد استفاده،میزان رضایت از نام و علت نام‌گذاری
  • نوع و محل سکونت: محل فعلی: ویلایی- آپارتمانی و....؛محل مورد نظر و انتظار؛معیار انتخاب محل سکونت
  • شغل و تحصیلات و میزان درآمد: سطح تحصیلات،تناسب تحصیلات و شغل،میزان تاثیر تاثیرات بر انتخاب الگوهای رفتاری و میزان درآمد.

1-4سبک زندگی ایرانی - اسلامی

در جامعه امروز ما، سبک زندگی ایرانی اسلامی که برگرفته از حیات طیبه اسلامی و مبتنی بر توجه به تولید و آسایش همراه با احسان به دیگران است.

این نوع  سبک زندگی،می‌بایست متاثر از آموخته‌های دینی خود ما باشد که می­توان در قالب حیات طیبه اسلامی آن را طرح کرد.هدف  بحث و بررسی پیرامون سبک زندگی ایرانی اسلامی توجه به  الگوهای صحیح زندگی؛کشف هویت تاریخی. معرفتی عمیق دراستفاده از کالاهای مدرن امروزی و داشتن دین عقلانی به نام اسلام در سبک زندگی ایرانیان و همچنین برای غالب کشورهای اسلامی.متاسفانه ما نه این هستیم و نه آن 

 تعیین نسبت ایرانی بودن و اسلامی بودن، مفهوم این سرفصل در یک جمله، ایران آن است که تاریخ و تمدن ایرانی یک بستر مناسب است که ما با مبنای شریعت به شعار «نه شرقی، نه غربی؛ جمهوری اسلامی»، جامه عمل بپوشانیم و حرفی نو بزنیم.

سبک زندگی بخش حقیقی و اصلی تمدن اسلامی است

ما اگر پیشرفت همه‌ جانبه را به معناى تمدن‌سازى نوین اسلامى بگیریم که یک مصداق عینى و خارجى براى پیشرفت با مفهوم اسلامى وجود دارد؛ اینجور بگوئیم که هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامى، ایجاد یک تمدن نوین اسلامى است؛ دارای  دو بخش است: بخش ابزارى و بخش متنى

 بخش ابزارى عبارت است از ارزش‌هائى که امروز به عنوان پیشرفت کشور مطرح است: علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسى و نظامى، اعتبار بین‌المللى، تبلیغ و ابزارهاى تبلیغ، بخش حقیقى، آن چیزهائى است که متن زندگى را تشکیل میدهد؛ که همان سبک زندگى است مثل مسئله‌ى خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزى، تفریحات، که متن زندگى انساناست. 
ایمان و عمل صالح، ملاک و معیار اساسی سبک زندگی اسلامی و دستیابی به حیات طیبه است. حیات طیبه و لقای پروردگار، هر دو، با ایمان و عمل صالح به دست می‌آید. از آن جهت که «حیات» سبب حس و حرکت در همه موجودات است، «حیات طیبه» نیز سبب شهود حق تعالی و سیر در تجلّیات انوار الهی و سبک زندگی جدید نورانی برای آدمی می‌گردد.

2-اقتصاد مقاومتی و نقش آن در سبک زندگی ایرانی اسلامی

«اقتصاد مقاومتی» به عنوان یک نظریه، در جایی مطرح می‌شود که هدف، غلبه بر نیروهای تهدید‌کننده و تحریم‌کننده یک نظام باشد و می‌تواند در راستای کاهش وابستگی‌ها، تاکید بر مزیت‌ها و افزایش تولید و توان داخلی، با هدف خوداتکایی مورد بهره برداری قرار گیرد. اقتصاد مقاومتی تدبیری اقتصادی است که در شرایطی خاص و به منظور عبور از موانع و چالش‌های اقتصادی پیش روی یک حکومت، شکل می‌گردد. از این رو باید آن را راهبردی دانش بنیان، میان مدت، فعالانه و متکی بر توان ملی و مردمی یک جامعه محسوب کرد که در آن از همه امکانات و ظرفیت‌های موجود و چه بسا محدود داخلی، به همراه دانش فنی دنیا، استفاده می‌شود تا نه تنها تهدیدها و تحریم‌های عرصه بین‌المللی تبدیل به فرصت‌های داخلی شود بلکه روند توسعه و پیشرفت، در ابعاد اقتصادی و اجتماعی گسترده‌تری تعریف شده و در مدت تعیین شده، سرعت یابد. (لازم به ذکر است اولین فردی که اقدام به ارائه این آموزه (دکترین) به عنوان راهبرد نظام نموده است، مقام معظم رهبری می‌باشد و از این منظر این موضوع تا قبل از این فاقد پیشینه نظری در ادبیات اقتصادی بود.)

2-1 تأثیر شبکه‌های ماهواره‌ای

موضوع تاثیر رسانه‌ها و البته شبکه‌های ماهواره‌ای برنوع برداشت مخاطبین از جامعۀ پیرامون و نیز سبک زندگی افراد، از موضوعات مناقشه برانگیزی است که همچنان مورد اختلاف بسیاری از پژوهشگران است؛ اما تقریباً اکثر پژوهشگران و نظریه‌پردازان بر اصل تاثیرگذاری رسانه‌ها بر مخاطبین‌شان اتفاق نظر دارند و در حال حاضر اختلاف تنها بر سر میزان این تاثیرات است.

به این ترتیب شبکه‌های ماهواره‌ای شیوه زندگی خاصی را که مطلوب کشورهای تولید‌کننده این برنامه‌ها است (کشورهای عمدتا‌ً غربی) به عنوان الگوی اصلی به مخاطب ایرانی القا می‌کند و مخاطب نیز با دریافت پیام‌های مستقیم و غیرمستقیم این برنامه‌ها خواسته یا ناخواسته به بازنمایی بخش عمده‌ای از آن باورها و ارزش‌ها در زندگی خویش می‌پردازد.

از مهمترین برنامه‌ای این شبکه می‌توان به برنامه‌های «بفرمایید شام»، «آکادمی گوگوش»، «دکترکپی»، «شعر یادت نره» و نیز «اتاق خبر» اشاره کرد که با شیوه‌هایی کاملاً خلاقانه و با شناخت دقیق از ذائقه مخاطب ایرانی توانسته در جذب مخاطبین بسیار موفق باشد.

2-2 الزامات تحقق راهبرد اقتصاد مقاومتی

باید به الزامات تحقق راهبرد اقتصاد مقاومتی به عنوان یک اولویت اساسی بپردازیم تا بتوانیم به مقایسه آنچه در جامعه نهادینه می‌شود(تحت تاثیر برنامه‌های ماهواره‌ای) با آنچه لازم است تحقق یابد بپردازیم و به شکلی عینی‌تر دریابیم چگونه این تغییر در نگرش‌ها و ارزش‌های رفتاری جامعه می‌تواند چالشی فراروی تحقق یک راهبرد اساسی برای جامعه (اقتصاد مقاومتی) باشد. این الزامات عبارتند از:

  • تکیه بر توانمندهای مردم در بخش خصوصی
  • مقاوم نمودن اقتصاد
  • گسترش ارکان اقتصاد دانش بنیان
  • اتکا به انرژی‌های نو به جای نفت
  • مدیریت مصرف

اساساَ «الگوی مصرف جامعه» رکن مهمی در تحقق راهبرد اقتصاد مقاومتی است. چنانچه جامعه نتواند به هر دلیلی به الگوی صحیح و متناسبی از مصرف دست یابد، بی شک در تعارض بین تولید و مصرف، اقتصاد به سمت تباهی سوق پیدا می‌کند.(بعنوان یک مثال در بین شبکه‌های ماهواره‌ای شبکه ماهواره‌ای «من و تو» یکی از مهمترین شبکه‌هاست که دقیقاً با شناخت علمی از کاستی‌های اجتماعی، سیاسی و به خصوص رسانه‌ای ایران شکل گرفت و تمام تمرکز خود را برروی تولید برنامه‌هایی با محوریت خانواده و سرگرمی نهاد که از بیشترین تاثیرگذاری بر جامعه برخوردار هستند و به این ترتیب به طور مشخص آینده ایران را هدف قرار داد.)

2-3 رسالت صدا و سیما در سبک زندگی مبتنی بر اقتصاد مقاومتی

در صورت تداوم بی توجهی به راهکارهای سریع عملی در حوزه رسانه، نتیجه بخشی اقدامات معطوف به راهبرد «اقتصاد مقاومتی» در کوتاه مدت و یا بلندمدت، با چالشی جدی مواجه می‌شود از این رو برای رفع آن باید چاره‌ای اندیشید. در غیر این صورت، بی‌شک دولت با موانعی جدی فراروی راهبرد مذکور مواجه می‌شود. سازمان صدا و سیما بعنوان یکی ازموثرترین رسانه‌های ارتباطی نقش بسزایی را در ایجاد بستر فرهنگی جهت پیشبرد اقتصاد مقاومتی ایفا می‌کند. در پایان چند پیشنهاد عملی به شرح ذیل بیان می‌شود که به نظر می‌رسد در کوتاه مدت باید در اولویت امور قرار گیرد:

  • رسیدگی و سامان بخشیدن به وضعیت پیچیده سال‌های اخیر رسانه ملی و مشکلات عدیده فرارو؛ به گونه‌ای که در نهایت صدا و سیما بتواند در ابعاد کمّی و کیفی به تولید برنامه‌هایی جذاب و اثرگذار در جامعه بپردازد.
  • اصلاح رویه رسانه‌ای کشور در انتشار اطلاعات و اخبار صحیح و به موقع، به گونه‌ای که هرچه بیشتر اعتماد جامعه نسبت به سیستم رسانه‌ای کشور ارتقاء یابد و از مرجعیت شبکه‌های ماهواره‌ای کاسته شود.
  • شروع فرهنگ‌سازی از سطوح ابتدایی تا دانشگاه با هدف عشق ورزیدن به مرزو بوم ایران اسلامی و آشنایی با فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی در مقابل منحط وارداتی در جهت مقابله با چالش‌های هویتی آینده نسل جوان
  • توجه ویژه و جدی به نخبگان در عرصه‌های علمی، سیاسی و اقتصادی و نیز کارآفرینان و سرمایه‌گذاران داخلی؛ به طوری که فضای امن و سالم کسب و کار و زندگی توام با آرامش و پیشرفت در جامعه فراهم شود.
  • گنجاندن واحدهای درسی مرتبط با «سواد رسانه‌ای» در واحدهای درسی دانشگاهی و دبیرستان و تلاش برای ارتقای «سواد رسانه‌ای» جامعه.

سخن آخر اینکه در شرایط فعلی، بی‌اعتنایی نسبت به این مهم و پیگیری شیوه‌های آزموده شده‌ای همچون حذف، فیلترینگ، سانسور و یا پارازیت‌اندازی بر امواج شبکه‌های مذکور نه تنها فاقد کارایی است بلکه عملاً بسیار مضر و خطرناک به حال جامعه خواهد بود.

2-4 لزوم بالابردن سطح سواد رسانه‌ای

امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که خواه ناخواه در شرایط اشباع رسانه‌ای قرار دارد.فضای پیرامون ما سرشار از اطلاعات است. برای مثال، وقتی تلفن همراه یک نفر به صدا در می‌آید، این اطلاعات موجود در فضاست که پل ارتباط او با تماس گیرنده شده است، یا زمانی که یک مودم می‌تواند افراد را به جهان بی‌انتهای اینترنت بکشاند، نشانه‌ای دیگر است از همین شرایط حاکمیت اشباع رسانه‌ای بر جهان؛ یا حالا که میلیون‌ها روزنامه، مجله،کتاب خبرگزاری و شبکه تلویزیونی بر زمین و زمان می‌بارد، همه نیاز دارند به اینکه در برابر چنین فضایی چتری بر سر بگیرند ویک رژیم مصرف اتخاذ کنند. همه نیاز دارند به اینکه در انتخاب‌‌هایشان دقت کنند درست مانند آنچه مردم در مورد تغذیه خودشان عمل می‌کنند.

امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، سواد رسانه‌ای برای مقابله با اثرات منفی و تبلیغاتی رسانه‌ها، به تمامی اقشار جامعه آموزش داده می‌شود. سواد رسانه‌ای مجموعه‌ای از رویکردهایی است که مخاطبان به طور فعالانه برای مواجهۀ گزینشی با رسانه‌ها و تحلیل و ارزیابی نقادانۀ محتوایشان، از آن استفاده می‌کنند تا معنی پیام‌هایی را که با آن‌ها مواجه می‌شوند، تفسیر کنند.

آموزش سواد رسانه‌ای به دانش آموزان، یعنی آشنا کردن و آموزش دادن آن‌ها با رویکردهای انتقادی در مطالعات ارتباطی و رسانه‌ای، شامل فرآیندهای شناختی به شرح زیر است:

  • فهم و نقد شرایط و مناسبات مادی تولید محتوای رسانه‌ای، مانند آگهی‌های تجاری که برای تامین منافع اقتصادی و کسب سود مادی صاحبان سرمایه است.
  • فهم و نقد سبک‌های زندگی مصرفی که در رسانه‌ها اشاعه می‌یابد.
  • فهم و نقد بازنمایی‌ها و کلیشه‌سازی‌های منفی اقلیت‌های نژادی و قومی، جنسیتی و فرهنگی در رسانه‌ها
  • فهم و نقد اغراض سیاسی و ایدئولوژیک پنهان در محتوای رسانه‌ها
  • فهم و نقد آثار و پیامدهای اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی محتوای رسانه‌ها

 

3- سبک زندگی مدرن

"سبک زندگی مدرن"، به ویژه آن‌گونه‌ای که از نیم قرن بیستم به خصوص از دهه ۸۰ حاکم شده چند مؤلفه اساسی دارد:

۱- عالم مدرن، اساساً فرد انگارانه است. عالم فردانگار عالمی است که تعلقات اجتماعی و خانوادگی را نمی‌تواند بپذیرد پس سبک زندگی مدرن، سبکی است که اقتصاد و پول، مسئله اصلی انسان می‌شود. در عالم مدرن، انسان در ذیل پول تعریف می‌شود.

۲- فرد انگاری موجب می‌شود که انسان تدریجاً یا خانواده‌گریز و یا خانواده ستیز ‌شود لذا در ابتدای امر، فرد از خانواده گسترده و فامیلی دور شده و به سوی خانواده هسته‌ای سپس به سمت تجرّد تمام عیار سیر می‌کند و این چیزی است که مطابق با آمار در عالم غرب مدرن مشاهده شده و متاسفانه جامعه ایران نیز به همین سو در حال حرکت است.

۳- سومین ویژگی‌ انسان مدرن و این سبک زندگی، مصرف‌گرایی شدید است فرهنگ مصرف، جانشین فرهنگ امساک انباشت شده است و این به جزئی از سبک زندگی در زندگی مدرن شده است.

۴- چهارمین ویژگی، حضور سرعت شتاب‌زده‌ای است که یک اضطراب زمان را ایجاد می‌کند و اضطراب ساعت یک حالت مکانیکی در روابط انسان‌ها ایجاد می‌کند. همچنین تغییر مدل‌های غذایی از دیگر ویژگی سبک زندگی مدرن است عناصری مانند؛ پول، اشتغال، اضطراب زمان، خانواده‌گریزی مدل غذایی انسان را نیز تغییر داده و به سوی مدل‌های فست‌فودی و غذاهای بیرونی سوق می‌دهد از این رو کمپانی‌های غذا دخالت کرده و الگوهای غذایی را ارائه می‌دهند.

۵- ویژگی بعدی سبک زندگی مدرن، ‌تنوع‌طلبی شدید است. این مدل زندگی براساس فرد تنها تعریف می‌شود و نه براساس فرد در خانواده و اجتماع به صورت پیوسته بلکه انسان فقط به صورت اتمی است که براساس نیازهای خود، به سمت یک اتم و یا یک انسان دیگر می‌رود و سپس به‌‌ همان غار تنهایی خویش باز می‌گردد که این موضوع به تعطیلی روابط می‌انجامد.

4- باطن فرهنگ غربی

یکى از خصوصیات فرهنگ غربى، عادىسازى گناه است. امروز این وضعیت در خود غرب به فضاحت کشیده شده؛ انحطاط اخلاقى. این فرهنگ غربى است. همچنین فروپاشى خانواده، گسترش مشروبات الکلى، گسترش مواد مخدر.

4-1 تبلیغ «مدیریت بدن» با انحراف از معیارهای ارزشی

اهمیت یافتن بدن و متعاقب آن، بازتاب هویت بدنی افراد، از پیامدهای اساسی ظهور جامعه مصرفی است که در آن افراد با دست کاری ویژگی های ظاهری و مرئی بدن و فاصله‌گیری از مفهوم «بدن طبیعی»، به ساخت بدن اجتماعی مبادرت می‌ورزند.

در عصر جدید، غلبه اندیشه‌های مادی گرایانه و غیردینی بر زندگی باعث شده است که زندگی هر روز از معنای اصلی خود به سوی معناهای نمادی و ساخته شده رسانه‌ها و کمپانی‌ها گرایش پیدا کند و برای ایجاد نوعی از نیاز جدید «مدیریت بدن» مطرح شده است، بر خلاف گذشته اکنون بدن از لحاظ زیست شناختی مورد نظر نیست، بلکه کارکردهای اجتماعی، ارتباطاتی و روانشناختی دارد.

4-2 جایگزینی مدیریت بدن به جای تربیت

یکی از فعالیت‌های جعلی که امروز در حوزه علوم انسانی رخ داده است جایگزینی «مدیریت» به جای «تربیت» است در حالی که اسلام بر تربیت خود تأکید دارد، در جایگزینی واژه‌ای جدید، یکی از مهمترین معارف بشری برای تعالی و رشد، جای خود را به «مدیریت خود»، «مدیریت نفس»، «مدیریت دیگران»، «مدیریت رفتار»، «مدیریت فرزند»، «مدیریت خانه»، «مدیریت زندگی» و... داده است.

واژه «تربیت»به معنای رشد، نمو، زیاد شدن و افزایش یافتن و اصلاح چیزی آمده است. تربیت از ریشه ربب (رب) عبارت است از: «سوق دادن شیء مورد تربیت به سوی کمال مطلوب و رفع نقایص و کاستی‌های آن». ابتدا با تخلیه، یعنی رفع ناخالصی‌ها و زدودن موانع و پاک کردن همه آن چه که مانع کمال است و سپس تحلیه، به معنای گنجاندن هر آنچه که به استکمال متربی کمک می‌کند. فرایند تربیت در ابعاد مختلف اعتقادی، اخلاقی،آداب فردی و اجتماعی،علوم رایج وامثال آن کاربرد دارد.تربیت، به همین هیئت،به معنای تربیت‌روحی‌ومعنوی انسان درروایات‌ بسیاری به‌کار رفته است.از جمله امام‌زین العابدین (علیه السلام) در صحیفه سجادیه با زبان دعا عرض می‌کند: «و اعنی علی تربیتهم و تأدیبهم و برهم؛ [پروردگارا] مرا یاری فرما که فرزندانم را بپرورم و ادب نمایم و به آنان مهربانی کنم.» (صحیفه سجادیه، دعای 52)

در اندیشه‌های غربی بر خلاف اسلام که بدن را دارای روح الهی و جسم می‌داند، بدن به استثنای قوه ناطقه به عنوان یک وسیله انتقال ارتباطات و اطلاع‌رسانی نگریسته می‌شود و نمود فیزیکی آن بهترین رسانه و فن اطلاع‌رسانی قلمداد می‌شود.

مدیریت بدن از جایگاه و اهمیت ویژه‌ای برخورداراست تا جایی که آن را یکی از انواع سرمایه یعنی «سرمایه فیزیکی» می‌نامند، زیرا شکل و اندازه آن تحت تأثیر ارزش‌های اجتماعی تغییر می‌یابد. موجب اکتساب منزلت، تمایز و پایگاه می‌گردد. تولید این سرمایه فیزیکی در گرو رشد و گسترش بدن می‌باشد؛ به گونه‌ای که بدن حامل ارزش در زمینه‌های اجتماعی می‌شود.بدن به عنوان شکل جامعی ازسرمایه فیزیکی، دربردارنده منزلت اجتماعی و اشکال نمادین متمایز است. تبدیل سرمایه فیزیکی در واقع به معنای ترجمه و تفسیر حضور بدنی بر حسب اشکال گوناگون سرمایه (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) در میدان کار، فراغت و... است. با در نظر گرفتن اینکه بـدن به عـنوان یک سـرمایه فیزیکی، هویت‌های افـراد را با ارزش‌هـای اجتماعی منطبق با اندازه، شکل و ظاهـر بـدنی مـرتـبط مـی‌سـازد.

مدیریت بدن به عنوان مهم‌ترین بُعد از سبک زندگی در صورت قرار گرفتن در همه ابعاد هرم زندگی می‌تواند تمام فعالیت‌های اجتماعی و شخصی او را تحت تأثیر قرار دهد و به نوعی استعمار روح، عقیده و ایمان انسان برای پیروی از خواهش‌ها و هواهای نفسانی است، دارای یک امپراطوری مدیریتی در سطح کلان و راهبردی است. در این راستا زندگی به عنوان فعالیتی برای مدیریت بدن ترویج می‌شود. روش‌های مدیریت بدن به شرح ذیل است:

1-توجه به زیبایی و جوانی در رسانه‌های جمعی، افزایش علاقه به جوانی و تلاش برای حفظ و تداوم آن در سال‌های غیر جوانی، مدیریت بدن نظیر رژیم‌های غذایی، جراحی‌های زیبایی و... به مثابه امر اجتماعی و نه زیستی یکی از روش‌های این نوع از مدیریت است.

2-بصری کردن ملاک‌ها و معیارهای انسانی با ترویج مدیریت بدن؛ در این طرح نهایت ارزش‌های بشری در تغییر و تبدیل شکل و نماد فیزیکی انسان گسترش می‌یابد.

3-رسانه‌های جمعی با تکرار نمایش بدن انسان به دنبال ایجاد این دغدغه هستند که نهایت نگرانی انسان، ارائه تصویر مطلوب از خود است که اداره آن نیز با اندک هزینه‌ای قابل تأمین است.

4-رسانه‌ها با نمایش نمونه‌های زندگی مطلوب مانند بازیگران، ورزشکاران، هنرمندان و . . .

4-3 اثرات سوء مدیریت بدن

1-تبدیل سرنوشت انسانی که باید از پاداش فعالیت‌های روزمره در نزد خدا حکایت کند به اجناس مصرفی و یا تلاش در کسب تأیید دیگران به جای کسب رضای خدا باعث می‌شود که هر فردی در ارزیابی از خود به چگونگی تصویر خود در آینه مردم بیشتر توجه کند و رفته رفته اسیر نفس و هواهای نفسانی گردد.
2-آنچه می‌تواند بدن را مدیریت کند، پول، سرمایه و مالکیت مادی است و همین نیز می‌تواند چرخ صنایع را به گردش درآورد و اگر فردی در تهیه مقدمات مدیریت بدن ناتوان باشد، فردی فاقد ارزش و اعتبار انسانی است!
3-امروزه جراحی‌های زیبایی بدن به عنوان یک تأیید فرهنگی در میان مردم رواج یافته است و افراد برای دریافت منزلت اجتماعی به آن توسل می‌جویند.

4-4 مصرف‌گرایی

مصرف‌گرایی یکی‌از مهم‌ترین نشانه‌های سبک زندگی غربی است، سرمایه‌داری که بر مبنای بازار و سرمایه شکل گرفته است بر اساس یک تغییرروانشناختی در فرایندها تصمیم‌گیری،گزینش و رفتار انسان‌ها، زندگی انسانی آنها را در شرایط طبیعی مورد تردید قرار می‌دهد، امپریالیزم غرب برای نهادینه کردن این الگو و کشانیدن جوامع مختلف به سمت و سوی مصرف‌زدگی، خود را ملزم به ایجاد احساس نیاز و ضرورت در جوامع مختلف نسبت به مصرف بیشتر و مصرف کالاهای تجملی و بی‌فایده می‌بیند.

4-5 تولید شأن و منزلت بدلی

الگوی سبک زندگی در جامعه غرب کاملاً طبقاتی است و تکلیف نظام اجتماعی در آن‌ها مشخص است.

برخی بر این باورند که سبک زندگی یک مبارزه اقتصادی برای برنده شدن از سطوح مختلف رفاه است، این در حالی است که سبک زندگی که با مصرف ارتباط نزدیکی دارد یک نوع مبارزه برای تسلط فرهنگی است؛ اینکه چه ذائقه‌ای دارای گیرایی بیشتر و دارای کثرت تابعان است خود یک نوع پیروزی و احساس غلبه و رشد را به دارنده آن انتقال می‌دهد که قابل ارزش‌گذاری با قیمت هزینه شده برای آن نیست. در سبک زندگی و مصرف انبوه کشمکش فرهنگی و اجتماعی هر لحظه تولید و بازتولید می‌شود تا جایی که فرد تسلیم شود و سلطه سبک مصرفی کسی دیگر را بپذیرد. مصرف خودنمایانه و متظاهرانه نوعی از منزلت بدلی را برای فهم ایجاد می‌کند که در سلسله مراتب و قشربندی اجتماعی موقعیت‌های او را تغییر می‌دهند.

اگر نیاز غیرواقعی به نیاز واقعی به درستی تبدیل شود آن کالا به فروش و بازار بهتری می‌رسد. برای همین منظور شرکت‌ها و کمپانی‌های تولیدی به یک کمپانی بزرگ‌تر که از طریق تبلیغات باید نیازهای کاذب را در مردم به وجود بیاورد، نیازمند هستند.

 اهالی خانه همه بدون داشتن کالای مورد نظر احساس عقده و کمبود روانی دارند، فرد سپس در درون خود نیز دچار درگیری درونی می‌شود که این کالا است که وی را به منزلت نداشته می‌رساند. او سعی می‌کند خود را از نابسامانی زندگی با توسل به یک کالا نجات دهد. فردی که در دام این‌گونه تبلیغ رسانه‌ای گرفتار شده است تلاش‌هایش برای رفع کمبودها پایان‌ناپذیر است.او در می‌یابد که آنچه او را به آرامش می‌رساند مصرف بیشتر است، نه رفع نیاز چون ممکن است برخی از کالاها برای رفع نیاز نباشد. «ادوارد فلاتاو» نویسنده و صاحب نظر آمریکایی، اذعان می‌دارد که بنابرنتیجه پژوهش‌های اخیر، ولخرجی‌های مصرف‌کنندگان درخریدهای‌شان،می‌تواند روحیه مادی‌گرایی را در آنان تحریک کند. این مطالعه، نشان می‌دهد که هرچه مصرف‌کنندگان، خرید بیشتری انجام دهند، فکر می‌کنند که به خریدهای بیشتر و مصرف افزون‌تری نیاز دارند. بدین ترتیب یک دور باطل پرهزینه، در آزمندی و طمع‌ورزی به وجود می‌آید.

5- سبک زندگی غربی در تقابل با مولفه‌های هویت ایرانی- اسلامی

هر قوم و نژادی از مولفه‌های هویتی متفاوتی با توجه به سابقه مذهبی، تاریخی، جغرافیایی، نژادی و قومی برخوردار است، اما کشور ما به لحاظ پیشینه مذهبی و تاریخی تمدن‌سازی که در طول تاریخ داشته است از برجستگی‌ها و امتیازات هویتی بهره می‌برد که در بسیاری از ملت‌ها بی‌سابقه است. این مولفه‌ها عبارتند از:

1- احساس تعلق و عضویت: کشور ایران دارای چهار هویت قومی، ملی، امتی و جهانی است و در طول سالیان گذشته نظرسنجی‌های متعدد نشان داده است که هویت ملی و دینی نسبت به سایر هویت‌ها در بین مردم از اهمیت و تعلق بیشتری برخوردار است و همین موضوع سبب شده است که تلفیق‌های مناسبتی، آداب و رسوم ملی و اعتقادات و ارزش‌های مذهبی در کنار هم بدون هرگونه تخالف و تزاحم، تقویت‌کننده رفتار مردم ایران باشند. یکی از مهم‌ترین سبک‌های زندگی تکثر آن است، سبک زندگی ما متأثر از دین و خانواده است.

سبک زندگی این مولفه که بر نمادها و ارزش های دینی و ملی استوار بوده و افراد بدون توجه به پایگاه‌های فردی، قومی، مذهبی در شرایط تعادلی به تعامل به آن هستند را مورد هجمه قرار می‌دهد و سبب شکل‌گیری هویت‌های اعتراضی می‌شود، به گونه‌ای که اقوام ایرانی که تاکنون در کنار همدیگر هویت ملی و اسلامی را مورد تأکید قرار داده‌اند در سبک زندگی غربی هویت قومی و جهانی را انتخاب کرده و تنش‌های اجتماعی و سیاسی را در جامعه دامن می‌زنند.

2- احساس غرور و افتخار: یکی از مولفه‌های هویت ایرانی اسلامی احساس غرور و افتخار به گذشته خود است و این مولفه سبب شده است که همبستگی ملی را در میان اقشار، نژادها و اقوام مختلف این سرزمین به وجود بیاورد.

اما ترویج سبک‌های زندگی این امکان را به اعضای یک جامعه نوجوان می‌دهد که به جوانان امکان به دست دادن تعریفی از خود و برقراری ارتباط در جهانی را می‌بخشد که به سرعت تغییر می‌کند و  ارزش‌های ملی در آن رنگ می‌بازد.

بدین ترتیب نوع مصرف در غرب امکان مشخص کردن مرزبندی‌های اجتماعی افراد و گروه‌ها را فراهم می‌سازد و افراد به جای تکیه و تأکید بر ارزش‌های ملی و بومی سابق الگوی جمعی جدیدی را پایه می‌نهند که ارجحیت‌های آن اساساً بر مبنای عضویت‌های طبقاتی شکل می‌گیرد و این عوامل انگیزه‌بخش کنش‌های فردی می‌شود. افراد در طبقات مختلف به اقتضای تحصیلات، آگاهی‌ها و مهارت‌های خود از سرمایه‌های نمادین متنوعی استفاده می‌کنند تا از طریق آنها پایگاه اجتماعی و هویت خویش را ابراز دارند. در سبک زندگی احساس غرور و افتخار ملی جای خود را به احساس افتخارات نمادین که ساخته و پرداخته یک گروه کوچک‌تر است، می‌دهد آنچه اعضای این گروه‌ها مبنای رفتار قرار می‌دهند، تجربه فردی، تأثیرات رسانه‌ها و هم رفتاری با برخی از الگوهای فراملی است.

3- تمایل به حفظ یکپارچگی و به هم پیوستگی جامعه: یکی از شاخص‌های بسیار مهم هویت جامعه‌ای ملی، علاقه آحاد آن جامعه به تداوم جامعه و یکپارچگی و عدم تجزیه آن است. در صورتی که هویت ملی در جامعه دچار چالش و یا بحران شود و مشروعیت حیات آن اجتماع تضعیف گردد، تمایل به تجزیه و تفکیک اجتماعی در میان شهروندان افزایش می‌یابد.

در سبک زندگی غربی حفظ یکپارچگی و به هم پیوستگی بی معنا است، زیرا هر سبک زندگی برای خود یک حالت و شیوه‌ای برای استفاده از کالاها، مکان‌ها و زمان‌های خاص است که یک گروه را مشخص می‌کند. اما در عین حال بیانگر کلیت تجربه اجتماعی آنها نیست.

بنابراین سبک‌های زندگی وابستگی متقابل فرد و جامعه را از بین می‌برد و جامعه به عنوان کل غیرمنسجم ممکن است برایندی را طی کند که به ضد خود نیز بدل شود و هویت ملی را مورد تهدید قرار دهد.

4- اهمیت فرهنگ و ارزش‌های ایرانی نسبت به سایر ارزش‌ها: فرهنگ با ارزش‌ترین دارایی هر تمدن است که در صیرورت تاریخی سبب معنایی جامعه می‌شود. یکی از عوامل قدرت فرهنگ ملی این است که اگر آن فرهنگ دچار تعارض با دیگر فرهنگ‌ها و حتی هویت‌های قومی، نژادی، جهانی و ... شد مردم آن سرزمین هویت ملی را بر سایر هویت‌ها ترجیح دهند. هویت ملی چون از یک منشأ اثرگذاری ملی، تاریخی و فرهنگی است از قابلیت سلطه و حاکمیت نیز برخوردار است، اما در جوامع نو ساختن هویت اجتماعی فرایندی یک‌سویه و منحصراً وابسته به نهادهای اجتماعی نیست. شکل‌گیری سبک‌های زندگی گاهی در تقابل با فرهنگ مسلط است.

5- تعهد برای دفاع از سرزمین: دفاع از سرزمین از مولفه‌های هویتی است اکثر مردم حاضرند در مقابل تهاجم دشمن به سرزمین از آن دفاع کنند. تعهد به سبک زندگی و هویت ساختگی آن حس دلبستگی به سرزمین و دفاع از آن را از میان می‌برد، زیرا فردی که در زندگی فردی و اجتماعی خود بنا را بر تمایز با دیگران، دگر پیوستگی با اشیا، اماکن و نمادهای بتواره‌ای دارد، فردی که ارزش‌های جهانی، حاکمیت جهانی و جهان بدون مرز در فرایند ذهنی وی شکل گرفته است، نمی‌تواند خود را فدای سرزمینی کند که نه تنها به آن تعلق ندارد، بلکه آرمان‌های آن را نیز در تقابل با خود می‌بیند. فضای اجتماعی کسانی که در سبک زندگی گرفتار آمده‌اند، فضایی فراسرزمینی است، آنها عناصری چند سرزمینی هستند که در کشورهای خارجی نیز دارای خانه هستند، در بانک‌های خارجی صاحب حساب هستند، فرزندان و خویشان و بستگان زیادی در خارج از کشور دارند و حتی یکی از نمادهای سبک زندگی آنها سفر و ارتباط مستمر با خارج از کشور است. در چنین وضعیتی سبک زندگی به یک رابطه مقابله‌ای با سرزمین هم می‌اندیشد.

6- پیوند و نقش آن در یکپارچگی ملی: در هر جامعه‌ای فقدان ارتباط افراد با یکدیگر زمینه کاهش انسجام و آسیب به هویت ملی را فراهم می‌کند و پیوند بین گروه‌ها و هویت‌های فردی با هویت‌های گروه‌های اجتماعی می‌تواند به ایجاد سرمایه اجتماعی برای نظام مبدل شود.

در هر جامعه‌ای دو نوع پیوند وجود دارد؛ پیوند عینی و پیوند ذهنی. در پیوند عینی افراد جامعه در کنار هم زندگی می‌کنند ودارای ارتباطات متقابل نیز هستند،اما درجوامعی که پیوند ذهنی با هم دیگردارند، اگر اصل مجاورت هم نداشته باشند در نهاد خود حس همگرایانه و مقاومت در برابر عوامل گسست گرا را تقویت می‌کنند.

از آنجایی که مهم‌ترین ویژگی سبک زندگی «تمایزسازی» است و این نوع تمایزسازی مفرط در اجتماع سبب کاهش انسجام ملی و یکپارچگی آن شده و با وجود پیوند عینی در اجتماع پیوند ذهنی که روح جامعه است رااز بین می‌برد.انسجام ملی و حفظ پیوندهای اجتماعی بیش از هر عاملی به عنصر فرهنگی، ارزش‌ها و هنجارها بستگی دارد و سبک زندگی علاوه بر تغییر مصرف، تغییر در ارزش‌ها و نگرش‌ها و عناصر فرهنگی را نیز شامل می‌شود و اگر در جامعه‌ای چنین اتفاقی رخ بدهد رشته‌های به هم پیوند دهنده اجتماع مقاومت خود را از دست داده و به شکلی جدید تغییر شکل می‌دهد که در تضاد و تناقض با شکل پیشین است.

یکی از ابعاد مهم سبک زندگی جنبه‌های نمادین آن و زندگی نمایشی است که به آرامی جنبه‌های عاقلانه و رفتارهای همگرای اجتماعی افراد را با سوال مواجه می‌کند، قدرت اعمال سبک زندگی بر انسان به گونه‌ای حتمی و غیرقابل صرف نظر است که گفته می‌شود سبک زندگی به عنوان قوه عاقله جدیدی عمل می‌کند که اعمال، کردارهای اجتماعی، ارزش‌ها، انگیزه‌‍‌ها و هویت را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد.

این نیروی دگرگون‌ساز که دارای سیالیت و عدم ثبات است از هدف‌های ثابت و با محتوایی پیروی  نمی‌کند و به همین دلیل به گروه‌بندی‌های اجتماعی متفاوت می‌انجامد و جامعه را از درون با تضادهای بی شماری مواجه می‌کند؛ هویت‌های تصنعی و نمایشی را به جامعه تحمیل می‌نماید و در بلندمدت چالش‌های ساختاری آن، زمینه فروپاشی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را دامن می‌زند.

هویت هم فرد را معرفی می‌کند و هم راه او را در معنا بخشیدن به رفتارها، گفتارها، نمادها و اشکال فراهم می‌کند. کسانی که هویت خود را از سبک زندگی غربی دریافت و پردازش کرده‌اند چگونه می‌توانند هویت اسلامی خود را حفظ کنند و یا آن را به اکمال برسانند؟ آیا آنها می‌توانند سبک زندگی خود را در قالب هویت اسلامی جای دهند؟ چگونه می‌توان سبک زندگی اسلامی را برای مقابله با مقوله ضد هویتی سبک زندگی غربی برگزید؟

سبک زندگی چالش برانگیز شده است

تمدن اسلامی با تمدن غربی تفاوت‌های ماهوی بسیاری دارد، هر چند غرب توانسته ابزارهای زیادی را به وجود آورد اما نتوانسته انسان تربیت کند. خروجی تمدن غرب تربیت حیوانات قوی است. حیوان‌های انسان نمایی که از مؤلفه‌های انسانیت به دور هستند. باید مؤلفه‌های تمدن اسلامی برای سبک زندگی مورد توجه قرار گیرد، متأسفانه مصرف‌گرایی و تغییر نگرش‌ها باعث شده تا در سبک زندگی به سمت چالش پیش رویم. غرب از سبک زندگی فعلی خسته شده است و به دنبال راهکار جدید است.

5-1 تاثیر سبک زندگی غربی بر جامعه ایران

در ایران نیز گسترش شهرنشینی، صنعتی‌شدن، افزایش میزان سواد، حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی، گسترش مکان‌های هم حضوری زنان و مردان و گسترش کمی و کیفی وسایل ارتباط جمعی سبب تغییر در ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان شده است و از این رو ارزش‌های فرهنگی ایرانیان یا در حال شکل‌گیری و یا در حال بازتولیداند. در این میان، جوانان بیشتر در معرض تاثیرپذیری از جریانات و فرایندهای تغییر هستند و با توجه به مقتضیات ویژه‌ای این دوره، آمادگی بیشتری برای همراه شدن و پذیرفتن هنجارها و ارزش‌ها و نگرش‌های جدید و متفاوت از نسل‌های پیشین را دارند.

می‌دانیم که ﺳﺒﮏ ﺯﻧﺪﮔﻲ، ﺷﺎﻣﻞ اموری است ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺑﻌﺪ ﻓﺮﺩﻱ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، مادی و معنوی او مربوط می‌شود. این اموری شامل بینش‌ها (ادراک ها و اعتقادات) و گرایش‌ها (ارزش ها، تمایلات و ترجیحات) که اموری ذهنی و یا رفتار درونی هستند و همچنین رفتارهای بیرونی (اعم از اعمال هوشیارانه و غیر هوشیارانه حالات و وضعیت‌های جسمی) و موقعیت‌های اجتماعی هستند.

در سال‌های اخیر این سه سطح از سبک زندگی در حوزه‌های مختلف تحت تاثیر رسانه‌های مختلف اینترنت، نظام آموزشی و تبادلات فرهنگی با غرب تغییر یافته و یا همچنان در حال تغییر است. از جمله مهمترین حوزه‌ها می‌توان به حوزه مصرف، حوزه اوقات مختلف زندگی، حوزه پوشش و حوزه تعاملات اجتماعی اشاره کرد.

دانشگاه‌های ما هم به شکل غربی و سبک زندگی مبتنی بر رفاه عام و آرامش و آسایش عمومی مبتنی بر مدرنیسم را پرداخته­اند. این نوع سبک زندگی، مبتنی بر پیشرفت‌های  صنعتی و الکترونیکی و ارتباطی در غرب است که در خود غرب هم  فلسفه زندگی آنها را تغییر داده به نوعی که می‌توان گفت که بالارفتن سن ازدواج و عدم تمایل به داشتن همسر و از طرف دیگر گرایش به تنوع طلبی در همه امور از استفاده از وسایل مادی گرفته تا نوع گرایش به ارزش­های غیر مادی مبتنی بر سبک زندگی غربی است. به گونه‌ای که می‌توان گفت که مدرنیسم نه تنها به تغییرات در اشکال زندگی مادی آنها پرداخته حتی ذائقه فرهنگی آنها را تغییرداده و آنها در موسیقی، در رفاه، در نوع نگاه به دیگران نیز تفاوت‌های اساسی با انسان‌های شرقی پیدا کرده که ریشه در فسلفه آنها به زندگی دارد.

با مطالعه سبک زندگی امروز و مقایسه با سبک زندگی دیروز متوجه می‌شویم سبک زندگی دیروز عیب و نقصی نداشت. رابطه همه گزاره‌ها در سبک زندگی دیروز هماهنگ و به اندازه بوده است . برای همین بسته به امکانات آن روز، آسایش و آرامش برقرار بود و نیازهای واقعی نیز از راه‌های طبیعی آن پاسخ داده می‌شد اما امروز سبک زندگی از تقارن و همگونی خارج شده است.

ما تسلیم فرهنگ مصرف غربی شده­ایم که در گام  اول همگام با دیگر کشورها به مصرفی کردن دیگر کشورهای تولید کننده شرقی از چین تا کُره کرده است که با استانداردهای غربی برای مصرف انسان شرقی کالا تولید می­کنند. شکل زندگی غربی برهمه جوامع مشرق زمین – از هندو چین گرفته تا کشورهای اسلامی و افریقایی و امریکای لاتین – تحمیل شده است. چیزی که به نام الیناسیون فرهنگی در متون فرهنگی بحث‌های فراوانی شده است.

در جامعه ما نیز همه اقشار جامعه به این محصول صنعت فرهنگ روی آورده‌اند. صنعت فرهنگ به گونه‌ای خاص توانسته است همه را تحت تاثیر خویش قرار دهد. اقشار پایین جامعه نیز با وسع خودشان آرزوی مصرف کالاهای همین شرکت‌ها را دارند. تازه  شرکت‌های ما هم برای رفاه بیشتر چاره‌ای جز قدم گذاشتن در همین مسیر راندارند.

5-2 تاثیرات ماهواره بر سبک زندگی ایرانی- اسلامی

استفاده از برنامه‌های ماهواره‌ای می‌تواند علاوه بر مزیت‌های ارتباطی عاملی برای جهانی شدن جوامع باشد به عبارت دیگر ماهواره در یک لحظه به طور همزمان با نفوذ و قدرتی که دارد روی فرهنگ، جوامع و افراد موثر است.

شاخص‌های انتخاب ماهواره بعنوان یک رسانه همه‌گیر و اثرگذار برسبک زندگی جوامع به شرح زیر است:

  • ماهواره یک وسیله تبادل کم هزینه و آسان اطلاعات است
  • استفاده از ماهواره در زمینه‌های مختلف، موجب تسهیل در امور و افزایش تاثیر پدیده‌های اجتماعی است.
  • ظرفیت حمل پیام در ماهواره‌ها بسیار بالا و هزینه استفاده از آن بسیار پایین‌تر از سایر رسانه‌هاست.
  • استفاده از ماهواره می‌تواند باعث انسجام ملی و تمامیت ارضی در کشورها شود.
  • پخش زنده رویدادهای مختلف در سراسر کره زمین از این طریق به راحتی امکان‌پذیر است.
  • استفاده از برنامه‌های ماهواره‌ای هم از نظر سرمایه‌گذاری و هم از لحاظ قدرت خرید مصرف‌کنندگان مقرون به صرفه است. بدین ترتیب از نظر اقتصادی پُرکردن اوقات فراغت مخاطبان ماهواره‌های نسبت به مخاطبان سایر رسانه‌ها مقرون به صرفه‌تر است.

حائز اهمیت است که علیرغم اینکه ماهواره بعنوان اولین وموثرترین ابزار ارتباط جمعی مطرح می‌شود همانقدر هم می‌تواند در تعارض با ارزش‌ها و فرهنگ جامعه به کار رود.

مهم‌ترین مضرات استفاده از برنامه‌های ماهواره‌ای به شرح زیر می‌باشد:

  • تخریب فرهنگی
  • بدآموزی‌های اخلاقی، تخریب باورهای ملی، دینی و ارزش‌های اجتماعی
  • به وجود آوردن اندیشه‌های منفعل در جهان سوم
  • وابستگی فرهنگی کشورهای جهان سوم از طریق دخالت در امور آنها
  • قراردادن جهان در راستای سیاست‌های کشورهای سلطه‌گر با طرح تئوری «جهانی شدن».
  • تاثیر منفی بر روی نوجوانان و جوانان و ایجاد دوگانگی شخصیت در آنها
  • هیچ نوع مقرراتی بر عملکرد ماهواره‌های پخش مستقیم حاکم نیست
  • هجوم حجم بسیاری از اطلاعات که در نتیجه جایی برای تفکر و خلاقیت و ابتکار باقی نمی‌ماند
  • 9-از دست دادن هویت فردی و فراموشی اصالت و هویت واقعی انسان
  • مصرفی بارآوردن جوامع

5-3 حوزه‌های متأثر از سبک زندگی غربی

  • حوزه مصرف سکونت‌گاه: سکونت‌گاه‌های سنتی که بر مبنای مدل ایرانی اسلامی تولید می‌شد تبدیل به آپارتمان‌ها کوچک شده و شهرهای با هویت ایرانی- اسلامی نیز به تبع آن تبدیل به کلان شهرها وشهرک‌های اقماری بی‌هویت تبدیل شده یا در حال تبدیل است. در نتیجه، خانه، محله و شهر دیگر کارویژه‎‌های مختلف خود را از دست داده‌اند و تبدیل به سکونت گاهی صرف با آسیب‌های مختلف شده‌اند. همچنین تغذیه و لوازم زندگی نیز مانند سکونت‌گاه به فراخور شرایط جدید مدرن گشته‌اند  
  • حوزه اوقات: زندگی کار بخش عمده زمان افراد را به خود اختصاص داده است. آنچه در زندگی مدرن دارای اولویت اول است تولید درآمد و سرمایه بیشتر است و از این رو زن و مرد ساعات زیادی از شبانه روز خود را صرف تولید درآمد می‌نمایند و از این رو ساعات تعامل زن و مرد با یکدیگر در خانواده و با فرزندان به شدت تقلیل پیدا کرده است. همچنین شیوه گذران اوقات فراغت نیز تغییر نموده است و بسیار فردی گردیده است.
  • حوزه پوشش: در این خصوص نیز می‌توان تغییر ذائقه ایرانیان را مشاهده کرد. پوشش زنان و مردان ایرانی متاثر از پوشش‌های غرب تغییر نموده است و داشتن پوشش زنان غربی یعنی داشتن پرستیژ اجتماعی همچنین استانداردهای زیبایی را در افراد مخصوصاً زنان تغییر یافته و این مسئله موجب شده است تا جراحی‌های زیبایی و مصرف مواد آرایشی  افزایش پیدا کند.
  • حوزه تعاملات اجتماعی: که با توجه به تغییرات پیشین روابط با نامحرم توسعه یافته است. ارتباطات خانوادگی بر خلاف تاکید اسلام مبنی بر صله ارحام کاهش یافته است و مسئولیت‌های اجتماعی افراد نیز در حال کاهش است.

6- نتیجه‌گیری

در تعریف سبک زندگی آمده است که سبک زندگی مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها و ارزش‌ها، شیوه‌های رفتاری و سلیقه‌هایی است که نشانگر شرایط زندگی انسان می‌باشد.

سبک زندگی دارای عناصر گوناگونی از جمله تغذیه، خودآرایی، مسکن، حمل و نقل، اوقات فراغت، افکار، سیاسی، مطالعه، دارایی، تحصیلات، نوع استفاده‌ها از رسانه می‌باشد که این تقسیم‌بندی‌ها سبک زندگی را می‌سازند. برخی نیز سبک زندگی را به انواع فردی، خانوادگی، اجتماعی، حکومتی و بین‌المللی تقسیم می‌نمایند.عده‌ای‌ معتقدند با طبقه‌بندی‌ مردم جامعه،‌‌‌‌‌‌‌ می‌توان سبک زندگی‌آنان‌ را مشخص نمود.
متاسفانه طی چند دهه اخیر سبک زندگی ما از فرهنگ غرب متاثر شده و در بسیاری از ابعاد زندگی ما وارد شده است. در واقع فرهنگ جدید غرب می‌خواهد همه چیز را مطابق با میل انسان غربی تربیت کند که این یعنی تغییرات.یعنی تغییر در سبک زندگی وتحقق سبک زندگی غربی.

اسلام توجه به ظاهر و بدن را نه به مانند یک بت، بلکه درحد متعادل و در راستای رضای خداوند می‌پسندد و به آن سفارش کرده است وبه همین دلیل است که دردعای کمیل می‌‎خوانیم: «قوّ علی خدمتک جوارحی» اکنون آنچه که درمدیریت بدن عملاً اتفاق می‌افتد نوعی بردگی تن برای جلب رضایت دیگران و پایین آوردن شأن انسان درحد یک کالای جذاب است.

از آنجا که موضوع سبک زندگی اسلامی و نیز قانون‌مند کردن آن برای همه بشریت، آن گونه که شایسته این مهم باشد، چندان مورد توجه قرار نگرفته است، پژوهش در حیات طیبه که یک اصطلاح قرآنی است و بررسی ویژگی‌های زندگی مرتبط با آن می‌تواند ما را به سبک زندگی مورد قبول اسلام رهنمون سازد.

پاسداشت عهد و پیمان خدا، سبب گشوده شدن درهای رحمت الهی است و زندگی پایدار و همیشگی،
سبک زندگی اسلامی در «حیات طیّبه»، یک حیات جدید، غیر از آن حیاتی است که دیگران زندگی می‌کنند، می‌باشد.

سبک زندگی در حیات طیبه، زندگی حقیقی و واقعی است، نه مجازی و بردباری و صبوری برای رضایت خدا، شرط ورود به «حیات طیّبه» است. زیرا صبر در راه خدا، پایه عزم و اراده قوی و کارآمد در صحنه مبارزه با نفس است.

حیات طیبه و لقای پروردگار، هر دو، با ایمان و عمل صالح به دست می‌آید. آثار «حیات طیّبه» افزون بر شادی و آرامش در زندگی و شعور و بینش و بصیرت شهودی، زندگی تحت ولایت خدا است که در آن، سختی و فرسودگی و ذلّت و شقاوت راه ندارد. ایمان و عمل صالح، ملاک و معیار اساسی سبک زندگی اسلامی و دستیابی به حیات طیبه است.

متاسفانه جامعه فعلی ایرانی به دلیل استیلای سبک زندگی غربی و دوری از مؤلفه‌های سبک زندگی ایرانی- اسلامی با بحران‌های عدیده‌ای در این حوزه مواجه است.

راهکار:

داشتن شیوه‌ی زندگی اسلامی، بسترساز تمدن نوین اسلامی و پیشرفت همه‌جانبه است، رسیدن به این شیوه‌ی زندگی وعمل به آن اهمیت خودرا بهتر می‌نمایاند. یکی از عوامل بسیار مؤثر بر شیوه و مشی زندگی، تربیت فردی و اجتماعی است. نقطه‌ی عطف تربیت یک انسان در دوران کودکی او شکل می‌گیرد.

یکی از جاهایی که کودک در این زمینه تربیت می‌شود، خانواده است. اگر پدر و مادر در مواجهه با مشکلات، ابتدا عصبانی یا دچار واکنش هیجانی نشوند، بلکه به حل مشکل فکر کنند، این آموزه می‌تواند به فرزندانشان هم انتقال یابد. برنامه‌های تلویزیونی و به‌ویژه برنامه‌های کودک ما هم می‌تواند نقش مهمی در این باره ایفا کند. مثلاً‌‌‌ ‌شخصیت کارتونی«ای‌کیوسان»یا همان«آی‌کیو‌سان»که وقتی با مسأله‌ای مواجه می‌شد، می‌نشست و دستش را روی سرش می‌گذاشت و فکر می‌کرد و چنین تأثیر تربیتی را با آن لحظه‌ی درنگ القا می‌کرد. همچنین استفاده از فن «طوفان فکری» در خانواده یا مدرسه برای تقویت تفکر در کودکان بسیار مؤثر است.

وقتی کودکی را خردورز پرورش دهیم، نهادینه‌کردن و آموزش آموزه‌های دینی در او بسیار آسان‌تر است. در این صورت است که به‌آسانی می‌توان برای اوسؤال ایجاد کردکه این نظم آفرینش ساخته‌ی کدام ناظم است؟ و با همین سؤال ساده، استدلال‌های عقلی و همه‌فهم دینی را ادامه داد. همچنین ما باید معنویت را تشریح کنیم، معنویتی که جدا می‌شود از رهبانیت یا عرفان‌های کاذب و انزواگرایانه. به همین ترتیب شادابی و نشاط را هم باید تعریف کنیم.

فردگرایی عامل اصلی مشکلات ما در سبک زندگی است. چرا سبک زندگی ما الان این شکلی است؟ دلیلش این است که دنیای امروز و حتی جهان شرق به دلیل جهانی‌شدن به سمت فردگرایی می‌رود. در حالی که کشور ما به دلیل شرقی‌بودن باید یک کشور جمع‌گرا باشد، اما متأسفانه این در بعضی جوامع شهری ما تغییر کرده است. مثلاً این جمله‌ی «این مشکل شماست» متعلق به فرهنگ فردگرا است، فرهنگی که رشد و رواج باورهای آن باعث می‌شود که مسئولیت‌پذیری در قبال دیگران کمرنگ شود.

فرهنگ ایرانی-اسلامی ما فرهنگ جمع‌گرایانه است. باید این فرهنگ و بعضی سنت‌های آن را دوباره اعاده شود. یکی از این سنت‌ها، فرهنگ «سفره» است؛ این‌که همه‌ی اعضای خانواده کنار هم می‌نشینند و غذا می‌خورند و با هم ارتباط چشمی وکلامی برقرار می‌کنند. پس  باید ذائقه‌ی مردم  از فردگرایی به جمع‌گرایی سوق داده شود.

تحقق الگوی سبک زندگی اسلامی راهکاری موثر وکارآمد برای مقابله با ارزش‌های غرب در جوامع مختلف اسلامی و به ویژه در ایران است. رهبر معظم انقلاب با طرح این موضوع در این زمینه فرمودند: "راهبرد مقابله با هجمه فرهنگ غرب، الگوی ایرانی اسلامی است".

در حقیقت الگوهای اسلامی با توجه به فرهنگ‌های خاص ملت‌ها یک جنبه بومی نیز پیدا می‌کنند.مکتب اسلام از آغاز زندگی انسان و بعد از آن دستوراتی داده تا سلامت، رفاه و آرامش برای انسان در این دنیا به ارمغان بیاورد وهمچنین فردبتواند با بندگی خداوند در جهان آخرت سعادت خود را رقم زند. اسلام در جنبه فردی زندگی انسان مانند مسکن، خوراک، پوشاک و . . . رهنمود دارد. بزرگان دینی ما ائمه(ع) توصیه‌هایی در این زمینه‌ها فرموده‌اند. لذا زندگی به سبک اسلامی باید در تمام بخش‌های مختلف زندگی جاری و حاکم شود.

با توجه به فرهنگ‌ها و عادت مختلفی که در کشور وجود دارد، برخی از این ویژگی‌ها از نظر اسلام پذیرفتنی بوده است و نه فقط نکوهش نشده بلکه آن امر مستحب و پسندیده دانسته شده است. فرهنگ اسلامی ما فرهنگی به هم تنیده و ریشه‌دار است، سبک زندگی خانواده‌های ایرانی و مسلمان تأثیرگرفته از فرهنگ ایرانی مانند؛ صله‌ رحم، مهمان‌پذیری و مهمان‌دوستی است.شاخصه‌هایی مانند؛ صفا، سادگی، صمیمیت، مهرورزی، ساده‌زیستی، قناعت، آرامش روحی، معنویت‌گرایی، آرمان‌خواهی و سلحشوری از ویژگی‌های سبک زندگی اسلامی می‌باشد  باید با حفظ و تقویت این الگوهای اسلامی برای جنبه‌های مختلف زندگی انسان برنامه‌ریزی شود.

نگاه به زندگی و سبک زندگی پایه و اساس زندگی اجتماعی است که اگر به درستی در کشور احیا شود امنیت روانی و امنیت اجتماعی را در برخواهد داشت.

مشکلات اجتماعی و فرهنگی حکایت در این دارد که باید در ادبیات و آموزه‌های فرهنگی بازنگری مجدد داشته باشیم تا در پرتو آن بتوانیم معضلات نهادینه شده در کشور را شناسایی و در صدد حل آن برآئیم. با توجه به آنچه که تاکنون در سیر تاریخی کشور رخداده باید به عنوان حرف آخر این نکته تکیه داشت که نهادینه شدن هرگونه برنامه عملی برای زندگی نیازمند بررسی دقیق و مورد توجه قرار دادن تمام جوانب امر است که این موضوع تنها در پرتو برنامه‌های کارشناسی شده معنا می‌یابد.

نباید از یاد برد که سبک‌های زندگی مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چیزی را در برمی‌گیرد. موضوعات مهمی که دوره پیدایش آن را باید دوره نوجوانی و جوانی دانست و با توجه به آنکه سازمان ملل جوانی را در اسناد رسمی بین ۱۶ تا ۲۵‌سال تعریف می‌کند باید در جستجوی معیارهای مناسب برای زندگی این رده سنی از جمعیت باشیم؛جمعیت جوانی که این روزها با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می‌کند.

مقایسه سبک زندگی امروزین ما با گذشته  با تاکید بر دو محور امکانات زندگی و روش­های آموزشی تفاوت بسیار کرده و آسایش و آرامش و نیاز مبتنی بر این نوع سبک زندگی ما بیشتر غربی و برگرفته از فرهنگ غربی است که در رسانه‌ها تبلیغ می‌شود.

سبک زندگی، زاویه نگاه ما را تغییر داده است در این نوع سبک زندگی، نیازهای ما پابرجاست منتهی به ولع تبدیل شده است.  مشکل در سبک زندگی است. روش زندگی در خانه و جامعه و نظام آموزش ما در گذشته و حال یعنی پیش و پس از پیشرفت‌های صنعتی دگرگون شده است و مابه ازای گزاره‌های نیاز، برآورد، آسایش و آرامش، کم و زیاد شده است.

 حضرت مولانا در عبارات نغز، پرمحتوا و پرمغز طلیعه‌ی مثنوی معنوی می‌فرمایند:«هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/ بازجوید روزگار وصل خویش»

 امروزه با هجوم روزافزون شبکه‌های ماهواره‌ای وفیلم‌های سینمایی، که معلول و زاییده‌ی تکنولوژی پیشرفته و ارتباطات می‌باشند، بنیان‌های اعتقادی و اخلاقی فرهنگ‌های غنی نشانه رفته است.

 الگوی زندگی و سبک زندگی غربی بر اساس مصرف‌گرایی و اخلاق‌ستیزی و ناهنجاری‌ها بنا گردیده است، اما سبک زندگی دینی بر مبنای استعلا و با هدف رسیدن به مقام قرب حضرت حق بنا شده است.

بایستی تکیه بر باورها و فرهنگ غنی ایرانی‌ـ‌اسلامی داشته باشیم و با کمی خودباوری، فرهنگ و آداب و رسوم و سبک زندگی متعالی ایرانیان مسلمان بی‌شک می‌تواند، در مقابل الگوی شیطانی غرب، توجه اقوام و ملل ستم‌دیده و مظلوم را به خود جلب کند و بر اساس تاریخ چند هزارساله‌ی خود به جنگ خرده‌مکتب پُرسروصدایی به نام لیبرال‌ـ‌دمکراسی غربی، آن هم از نوع آمریکایی‌ـ‌ صهیونیستی‌اش، برود. 

 

 

 

 

 

خرداد95

فاطمه داداشی ومریم فروتنی

 

 

 

منابع:

1.   ویکی پدیا

2.   میریام و بستر، merrian- websters collegiate Dictionary ، ص 672

3.   آکسفورد ادونس – دیکشنری، oxford Advanced learners Dictionary Current English، ص 743

4.   قاسم پاکرو، مصطفی، Pichak.net  ، 4/5/90

5.   بیانات رهبر معظم ره در دیدار جوانان استان خراسان شمالی 23/7/91

[1] - دکتر ذکایی استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

 


[1]Life Sycle

[2]Cuature

ارسال کننده: فاطمه داداشی و مریم فروتنی
تعداد بازدید: 248
منبع:
ملک فروش هیچگونه وابستگی به بنگاه های املاک ندارد و تنها با هدف سهولت در امور معاملات ملکی ایجاد شده است